1- یارو به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه كشكیه؟!یارو میگه: بابا من كه راضیم، ننم هم كه راضیه، فقط مونده شاه و دخترش!
2-یارو شاكی میره ثبتاحوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟یارو میگه: اصغرِ انچهره! كارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش كنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟یارو میگه: اكبرِ انچهره!
3-یارو داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسككش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا میكشیمشون!یارو میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!
4-یارو میخواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و با عجله میدوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد میزنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، میگه: طوریت كه نشده؟ یارو یك نگاه به سر تا پاش میكنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پیچوندی!
5- از یارو میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یومالله سیزده آبان!
6-یارو رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینكه به نفر اول جایزه میدن. یارو یوخده فكر میكنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!
7- یارو میره واسه تلفن همراه ثبت نام میكنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. یارو هم رو كمربندش مینویسه: به زودی دراین مكان یك عدد موبایل افتتاح خواهد شد!
8- زنِ غضنفر دو قلو میزاد، غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب كنه، به یارو میگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
9- از غضنفر میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت كف میكنن، میگن: بابا اینا كه 4تاست؟ غضنفر انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!
10-غضنفر میرسه سر یك صحنة تصادف، از یكی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! غضنفر میره تو فكر، بعد یك مدت یك بنده خدای دیگه میاد ازش میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ میگه: ایلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!
۱۱- غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون میپره پایین، به طبقه پنجاهم كه میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش كه بخیر گذشت!
12- یارو سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیهها! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم؟!
13-غضنفر میمیره، باباش رضایت نمیده!
16- دو تا بلوچه میرن تهران یك فولكس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف بلوچستان. نزدیكای زاهدان یهو فولكسه خاموش میشه، هركار میكنن دیگه روشن نمیشه. یكیشون برمیگرده به اون یكی میگه: اوره یاسروك، برو نگاه كن ببین ماشین چه مرگش زده. یاسروك میره درِ كاپوتو باز میكنه، یك نگاه میكنه با تعجب میگه: اوره كَریموك! بیا كه ماشین موتور انداخته! خلاصه اولی پیاده میشه میاد یك نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میكنم! خلاصه یاسروك میره درِ صندوق عقب رو وا میكنه، یهو داد میزنه: اوره كریموك! بیا كه از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم!
15- از غضنفر میپرسن: به نظر شما اگه آمریكا افغانستان و عربستان رو بگیره، به كره و چین هم حمله كنه تكلیف ایران چی میشه؟ میگه: ایلده چی میشه نداره كه، ایران میره جام جهانی!